+
نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 6:25 توسط ...
|
از پاسخ من معلمان آشفتند از حنجرشان آنچه برآمد گفتند اما به خدا هنوز هم معتقدم از جاذبه تو سیب ها می افتند ...................................... بنامش! وجودشو حس می کردم؛ سنگینی نگاهشو.. جای پاشو میدیدم؛ اثر انگشتاشو.. حسّم به برهان تثبیت شد! اله بود؛ یگانه اله! خالق بود؛ یکتا خالق! مالک بود.. رَبّ بود.. رَبّ حکیم بود.. کار عبث نمی کرد! خلق کرد؛ هدایت کرد؛ تکوینی و تشریعی! پس رسول آمد؛ وَلیّ آمد؛ وصیّ بعد از نبیّ.. سلسله را تا به امروز دنبال کردم.. چون هنوز رَبّ من حکیم است! تا ولایت.. تا ولایت مطلقه فقیه! امروز همه چیز را در این مدار می بینم؛ در این مسیر.. چرا که یقین دارم به کلامش که: " اَفَحَسِبتُم اَنّما خَلَقناکُم عَبَثآ و اَنَّکُم اِلَینا لاتُرجَعون" !!! (مومنون- 115) والسلام!