بسم الله الرحمن الرحیم
آب کم خور تشنگی آور بدست
تا بجوشد....
محض رضای خدا !
یکبار هم فقط محض "تشنگی" ..
یکبار هم فقط...
می گفت وقتی موسی رفت به میقات ، از فرط اشتیاق هیچی همراه نبرد.. - گفتم جلوی پارازیت های این عقل محاسبه گر رو بگیر! - خودش رفت و خودش..
سی روز بود.. که به ده تموم شد.. -همیشه فکر می کردم چه شعفی داشت لحظه تمدید تا چهل! -
صدّجوع هم شاید نه.. شاید واسه بستن دهن مرتاض جماعت.. (می بینی که مُده! حالا بماند که بودا اساسا ملحد بود! جالب که مرامی، بعضیا بهش انگ ربط به خدا و نبوت(!!!!!) هم می زنن! )
نه.. اصلآ حرف من مرتاض در معنای خاص نبود.. هرکه مرام ریاضت بدعی داره..
از گیاهان به اندازه اضطرار ارتزاق می کرد و تمام آنات..
آره خب!
خودمم نمی دونم چی می گم..
شایدم نمی دونم چطوری چی رو نگم..
آره دارم بلند فکر می کنم.. خیلی بلند..
نوشته بود " و اعتمدت الیک" !!!
با خودم گفتم چه رویی داری
که در سطح شعور تو
بیشتر از این ادب جواب نداده و
گفتن کلآ با شما نبودیم.. سخت نگیر!