تبليغاتX
قبسی از طور
بسم الله الرحمن الرحيم

 

بالاخره ربیع شد.. 

 

********

 

جسمت را از خاک باز ستاندم.. کارها داشتم...

نه!!! من که داشتم مي رفتم..  حس کردم..  چیزی را..  دست تو را بالای سرم!

من که داشتم می رفتم!

تو آمدی!

عبور می کردی و ابر رحمتت بر سرم باریدن گرفت..

رسول بودی..  پیک رحمت..

و من...!

احرام بستم.. 

طواف..  نماز..   زیارت..

باریدم..  بوسیدم.. بر دیده نهادم..

و تقدیم به خاک کردم..

چند تكه استخوان!

و خودم..

 آنچه با تو تطهیر کرده بودم..

حالا نفس می کشم!

 

********

کعبه بودی..

برای همه..

و هر کس به شکلی عبادتت می کرد.. کسی با طواف و نماز و زیارت و کسی به سوت و کف!!!

به جانت قسم.. مقدس ترین واژه ام!

به وزیدنت نیازمندم..

به دمیدنت در کالبد بی جانم..

به رستاخیز..

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 22:42  توسط ...  |