بسم الله الرحمن الرحیم
![]()
![]()
![]()
فرمود: "..لاتتبعوا خطوات الشیاطین.."
"خطوات" جمع "خطوه"ست.. خطوه یعنی footstep..
یعنی رد پا.. یعنی اثری که از پا، روی ساحل به جا می ماند!
فرمود لاتتبعوا!
یعنی پشت سر شیطان می روی..
یعنی شیاطین پیش روی تو می روند..
یعنی جای پایشان را باقی می گذارند..
یعنی تو جای پا را می بینی..
یعنی پا، جای پای شیاطین، می گذاری..
یعنی
همه، همه، همه...
به حکم فطرت،
به حکم پیامبر درون،
به حکم اتمام حجت،
به حکم پیامبر بیرون،
جای پای شیطان را
می بینند
و می شناسند
و...
یعنی...
همین!
..........................
خیلی اوقات حتی نمی شنوی گفتنش را:
" یادم، تو را فراموش " !
وقتی سحر بیدارت می کنه و پهلو به پهلو می شی و به زور خودتو می خوابونی..
وقتی از مقابل مسجد رد می شی و با هزار توجیه خودتو مجاب می کنی که نری..
وقتی پیغامش رو دیوار، رو زمین، توو یه کتاب زیست شناسی، از زبون یه کودک، ما بین حرفای یه استاد، ... و تو...
وقتی...
خوب که فکر می کنم می بینم انقدر بلند فریاد می زنه: یادم
که ازم و ازت پذیرفته نیست که بگم و بگی: مرا فراموش !!!
..........................
این شبا و روزا از اوقات استثنائی یادم هاست!
روشن روشن!
نکنه...
سهم ما فراموش نشه لطفآ..
و یادتون هستیم..
جمیعآ..
اللهم عجل لولیک الفرج!
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه می خواندم
" ازاله نجاست از خانه خدا، واجب فوریست.."
یعنی
مشغول نماز واجبی؟!
خانه خدا آلوده به نجاستی شد..
نماز را بشکن
و مکان را تطهیر کن..
..................................................
نجاست چیه؟؟؟
هر چیز بی سنخیتی.. هر ناسازگاری..
هر آنچه با ریاضیات وجود تو مطابق نیست..(۱)
هو الذی خلق لکم، ما فی الارض جمیعآ..
همه آنچه در زمین است برای توست.. به خاطر تو..
حتی دانه شنی در دورترین بیابان زمین..
(۲)
و تو؟!!!
..................................................
القلب حرم الله..
یعنی
تطهیر قلب از هر نجاستی، واجب فوریست..
از هر چیز غیر الله..
(۱) جهان هستی مجموعه محیرالعقولی از قوانین ریاضیه.. با نظمی وحشتناک دقیق و پیچیده!
(۲) حتی یه پلانگتون میکروسکوپی توو عمق اقیانوس آرام!
چقدر از تو هیچ نمی دانم!
و از فرزند مولودت..
میلاد مبارک!
![]()
![]()
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی مادرها، مادرند..
فرزندان هردو را دارند..
هم پدر، و هم مادر..
بعضی مادرها، پدر و مادرند..
فرزندان هیچیک را ندارند..
نه پدر، و نه مادر(!) ..
...
بسم الله الرحمن الرحیم
کنار پیاده رو چهارپایه ای گذاشته اند و در حال چراغانی..
عید است این روزها.. عید میلاد..
گلدان چیده اند و ...
پیاده رو قطع شده.. به احترام مسجد!
کالسکه به پشت عوارضی رسیده.. نگاهت مسیر می جوید..
تا لب بگشایی در آسمان است..
" نخیر، نی نی از خودمونه.. زحمتی نیست!"
نی نی با افتخار و مقتدرانه نگاه می کند..
کالسکه کم نی نیی دارای دندنه هواییست!
جوان ها مهلت تصمیم را از تو گرفته اند!!!
مانع بعدی..
**********
محله ما قدیمیست..
اما هنوز شبها بوی یاس می پیچد و صبح ها صدای گنجشک..
کوچه هایش فراخ نیست!
بافت محل بعضآ فرسوده ست..
اما هنوز مقرنس ها نمرده اند!
هنوز گیسوان کنار درب منزلها فشن نشده.. میکروبی!
اینجا کسی ژانر وحشت و اشمئزاز نیست..
نگاه به چهره ها آرامش بخش است.. لبخند را می بینی..
از کنار مغازه ها که می گذری نوای قرآن بلند است.. مست می شنوی..
مغازه زیادست.. اما تا اذان! موذن که می رسد، مغازه ای نیست.. دکان ها(!) همه تعطیل!
مسجد ما رونق دارد..
پیرمرد با پای خسته، نفس زنان می رسد..
جوان نیز..
".. نه حاج آقا! اول شما بفرمایید..
پیر شی! "
پیر پخته ست.. بزرگ است و عزیز.. موی سفید نور دارد.. نور الهی.. و احترام نیز..
**********
پیرزن عصا به دست، با مشقت پای خود را به پله اول می رساند..
برای رسیدن به پله، خود را پرتاب کرده..
با پاهای خسته سخت می ایستاد.. و نفس نفس می زند..
حیف که آنقدر شلوغ نیست که در ازدحام گم شود..
چشمان جوانها برای ندیدنش به زحمت افتاده..
نگاه نیازمندش را از جمع مخفی می کند.. می چرخد و پشت به جمع می ایستد..
اولین ایستگاه پیاده می شود..
نشد! حیف به مقصد نرسید!!!
**********
مگر تا محله ما چقدر فاصله ست؟!
کاش همه شهرهمه محله ما بود!